آقای کرزی در باریکراه خطرناکی قرار گرفته است
آقای کرزی در باریکراه خطرناکی قرار گرفته است
(برگرفته از سایت بی بی سی)
رأی عدم اعتماد پارلمان به هفده وزیر پیشنهادی آقای کرزی، حادثهای جالب، امیدبخش، اما تا حدی زیاد غیرمنتظره بود. یکی از اعضای دفتر آقای کرزی از این رویکرد پارلمان اظهار تأسف کرد، اما سخنگوی ریاست جمهوری گفت که رییس جمهور به تصمیم پارلمان احترام میگذارد. نمایندهی سازمان ملل از تصمیم پارلمان به عنوان یک عقبگرد سیاسی یاد کرد و اظهار داشت که با این حرکت، حکومت افغانستان دچار ضعف بیشتر خواهد شد.
رأی عدم اعتماد به شماری از اعضای کابینههای پیشنهادی، در تاریخ پارلمانهای دنیا بیسابقه نیست، اما شکافی به این حد گسترده نیز در تاریخ پارلمانها از اتفاقات نادر محسوب میشود. پس از شایبههایی که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری بر آرای آقای کرزی سایه انداخت و انتخابات را به دور دوم کشاند، رد شدن بیش از دو سوم اعضای کابینهی پیشنهادی او، ضربهی خوردکنندهای به حیثیت و اعتبار حکومتش محسوب میشود.
آقای کرزی معرفی کابینهاش را به طور حسابشدهای عقب انداخت تا فرصت بیشتری برای جلب اعتماد اعضای پارلمان به دست آورد. قبل از رأیگیری پارلمان، جلسات و تلاشهای مستمری از سوی مقامات حکومتی و وزرای پیشنهادی صورت گرفت تا میزان مخالفت در پارلمان به حد اقل کاهش یابد. اما اعلام نتایج آرا، نه تنها مقامات حکومتی و ناظران بیرونی، بلکه اکثریت اعضای پارلمان را نیز بهتزده ساخت.
روشن است که در پارلمان افغانستان هیچگونه سخنیت روشنی میان نمایندگان وجود ندارد که بتوان موضعگیریهای آنان را با معیارهای معین مورد ارزیابی قرار داد. ادعای طرفداران جبههی ملی مبنی بر نقش این جبهه در تصمیم پارلمان و نامگذاری آن به نوعی انتقامگیری از آقای کرزی نیز مقبولیت و توجیه زیادی ندارد. آنچه میان اکثریت اعضای پارلمان نقطهی مشترک حساب میشد، نارضایتی مفرط آنان از برخورد قوای اجرائیه در طول چهار و نیم سال گذشته بود. به نظر میرسید اکثریت نمایندگان از برخورد تحقیرگرانهی قوای اجرائیه نسبت به نهاد پارلمانی در کشور، شدیداً آزرده بودند. رأی عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی حکومت، در کنار تمام محرکهای دیگر، در واقع فرصتی برای تبارز این آزردگی و نارضایتی به شمار میرفت.
اکنون، گذشته از هر تحلیل دیگر، تأثیرات این حادثه بر سرنوشت حکومت آقای کرزی سوال مهمی است که باید به آن پرداخته شود. آقای کرزی در انتخاب کابینهی خود شدیداً تحت تأثیر فشارهای گونهگون قرار داشت. موتلفین انتخاباتی او بر امتیازات ویژهی خود تأکید داشتند. جامعهی بینالمللی نیز بر کابینهی متخصص و کارامد اصرار میکرد. افکار عامهی داخل و بیرون کشور نیز بر تصمیم آقای کرزی تأثیرات معین خود را داشت. جامعهی بینالمللی، در اولین واکنشهای خود، از ترکیب کابینهی پیشنهادی آقای کرزی با احتیاط اظهار خوشبینی کرده بود. اکنون آقای کرزی با چالشهای بزرگی رو به رو شده است که شاید پاسخ مقبول به همهی آنها توان و تدبیر مدیریتی وی را با آزمون تازهای مواجه سازد.
در حادثهی اخیر، پستهای کلیدی با تقرر وزرایی اعتبار یافت که از مهرههای اصلی حاکمیت کنونی به حساب میروند: وزارت دفاع و داخله و مالیه و معارف. چهرههایی که در این وزارتخانهها رأی گرفته اند، ستونهای حکومت را استوار نگه میدارند. این چهرهها مقبولیت بینالمللی نیز دارند. بااینهم، آقای کرزی برای توجیه پیروزی این چهرهها تنها بر دلایلی که برای پارلمان و یا جامعهی جهانی قابل قبول بوده است، اتکا نخواهد توانست. حد اقل موتلفین سیاسی آقای کرزی سوالهای دشوارتری را در این زمینه پیش روی او خواهند نهاد که آقای کرزی باید برای اقناع آنها پاسخ مناسب فراهم کند.
نکتهی جالب این است که در حادثهی اخیر، تقریباً همهی موتلفین سیاسی آقای کرزی به حاشیه رفتند. رأی عدم اعتماد پارلمان تنها به وزرای پیشنهادی نبود، بلکه به چهرههای قدرتمند اطراف آقای کرزی نیز بود. نمایندگان پارلمان از آدرس ملت افغانستان و میلیونها رأیدهندهی سراسر کشور، اعتبار سیاسی و اجتماعی این رهبران را زیر سوال بردند. این رهبران در جریان انتخابات، بیشتر از آقای کرزی تلاش کرده و هواداران خویش را به رأی دادن به آقای کرزی تشویق نمودند. بسیاری از این رهبران از امتیازات ویژهای که آقای کرزی در حکومت بعدی خود به آنان خواهد داد نیز سخن گفتند. اکنون با رویکردی که از پارلمان دیده شد، این رهبران به خشم و ناراحتی شدیدی گرفتار شده اند. لحن برخی از بیانیههایی که در چند روز اخیر صادر شده و واکنشهایی که به اشکال مختلف بروز کرده است، به خوبی نشان میدهد که موتلفین سیاسی و اجتماعی آقای کرزی تا چه حد ناراحت و خشمگین شده اند.
با توجه به پیشینهی سیاسی و مدیریتی آقای کرزی، به نظر میرسد که چشمپوشی از نارضایتی رهبران قدرتمند سیاسی و اجتماعی، برای آقای کرزی دشوار خواهد بود. آقایان محقق، خلیلی، فهیم و جنرال دوستم مدعیان پایههای اصلی قدرت آقای کرزی در میان اقوام غیر پشتون اند. همچنانکه پیرسیداحمد گیلانی و حضرت مجددی پوشههای مذهبی سیاست آقای کرزی در میان اکثریت قبایل پشتون به شمار میروند. به همین ترتیب، آقای احدی به عنوان رهبر یکی از احزاب سیاسی با گرایشات مشخص قومی، و اسمعیل خان به عنوان یک مهرهی قدرتمند در غرب افغانستان، هر کدام به نحوی برای حکومت آقای کرزی چالشبرانگیز اند. آقای کرزی باید این سوال را برای همهی این موتلفین خود پاسخ گوید که سهم آنان در قدرتی که باز هم به آزمون پارلمان خواهد رفت، چیست.
هفده وزیر در کشوری مثل افغانستان شمار اندکی نیست که آقای کرزی بتواند به سادگی آنها را گرد آورده و تا یک و نیم ماه دیگر به پارلمان معرفی کند. اگر آقای کرزی رو شدن وزنهی موتلفین سیاسی خود در پارلمان را نشانهی ضعف پایگاه اجتماعی آنان تعبیر کند، شاید بتواند خلای حضور آنان را با تکیه کردن به جامعهی مدنی افغانستان پر کند. این چرخش، بدون شک ریسک عظیمی میطلبد که آقای کرزی باید برای قبولی آن نه تنها جرأت سیاسی بزرگ، بلکه جرأت و دقت فکری خارقالعادهای نیز فراهم کند.
خط سیاست گاهی از باریکراههای خطرناکی عبور میکند. سیاستمداران زیرک و باتدبیر، همچون باریکراهها را به فرصتهای استثنایی غرض تعدیل و تنظیم سیاستهای خویش تبدیل میکنند. این باریکراه، اینک در برابر آقای کرزی قرار گرفته است. سرنوشت سیاسی آقای کرزی به تصمیم و انتخاب او تعلق یافته است. اگر آقای کرزی باری دیگر با مصلحت سیاسی دیروز به استقبال آزمونهای سیاسی فردا برود، دوباره سرشکسته و مأیوس برخواهد گشت، اما اگر دیدگاه و نگرش و رفتار تازهای را در سیاستهای خود انتخاب کند، باید هزینههای احتمالی آن را نیز در ابتدای حرکت خود محاسبه کند و از پرداخت آن دچار هیجان و اضطراب نشود.